طلــــوع ســتـــــــــــاره

اللهم عجل لولیک الفرج

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ طلــــوع ســتـــــــــــاره خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

ورود سپاه خراسانی به تهران

حسینی خراسانی (هاشمی) پس از چیره شدن بر سرزمین خراسان و مستقر کردن سپاهیانش در مناطق شرقی ایران، گروهی از نیروهایش را با فرماندهی شعیب بن صالح سمرقندی، برای نبرد با متجاوزان و مبارزه با مخالفان امام مهدی(علیه السّلام) در ری و یاری حسنی گیلانی، به این شهر می فرستد و خود نیز به طرف ری می رود.

جابر جُعفی از امام باقر(علیه السّلام) نقل کرده است:

... هاشمی در مسیر ری می رود...(1).

از این روایت و دیگر احادیث مرتبط با حسینی خراسانی در نمی یابیم که آیا آن بزرگوار خودش وارد ری می شود یا نه.

----------------------------------------------

1. الفتن، ص 218، جزء 4، ح 869.

شورش سمرقندی در تهران

شعیب بن صالح سمرقندی با نیروهای زبده ای که از چین و خراسان با خود آورده است، وارد ری می شود و در این شهر، گروه زیادی از نیروهای متجاوز و مخالفین امام مهدی(علیه السّلام) را می کشد.

 

 

حسن بصری می گوید:

خروج می کند در ری، مردی میانه قامت، گندمگون، وابسته

به بنی تمیم و کوسه که به او شعیب بن صالح گفته می شود،

در میان چهار هزار نفر که لباسهایشان سفید و پرچمهایشان

سیاه است. آن مرد پیشاپیش مهدی خواهد بود و کسی با وی

رو به رو نمی شود، مگر آنکه او را در هم می شکند(1).

امام صادق(علیه السّلام) فرمود:

... وای بر اهل ری از ترکها، وای بر اهل عراق از اهل ری،

و وای بر ایشان (اهل ری، ترکها و عراقیها) از کوسه...(2).

در این حدیث، مراد از «ترکها»، نیروهایی است که با رهبری شروسی از ترکیه برمی شورند و به آذربایجان و ری حمله می کنند، و مقصود از «کوسه»، نیروهای چینی تبار کوسۀ همراه شعیب بن صالح سمرقندی است که ضمن مبارزه با اهل ری، نیروهای ترک و سپاهیان سفیانی از جمله عراقیها را از مرزهای ایران بیرون می رانند و در عراق، با عراقیهایی که با شیعیان امام علی(علیه السّلام) دشمنی ورزیده اند، می جنگند، و سپس، رهسپار آزادسازی قدس شریف می شوند.

----------------------------------------------

1. الفتن، ص 214، جزء 4، ح 854.

2. الإرشاد، ج 2، ص 369.

شورش حسنی گیلانی در تهران

پس از بروز فتنه های گوناگون و خرابیهای گسترده در ری، حسنی گیلانی، در سال ظهور امام مهدی(علیه السّلام)، در دیلمستان - مناطق کوهستانی شرق گیلان- قیام می کند و با نیروهایی از این منطقه و تبرستان، به ری می آید و با مخالفان امام مهدی(علیه السّلام) در این شهر می جنگد و در شهر ری، کنار قبر شریف عبدالعظیم حسنی، شیعیان، به ویژه آنان که از نسل پیامبر اسلام(صلّی الله علیه وآله) می باشند، را به یاری خویش فرا می خواند، و در این هنگام، شعیب بن صالح تالقانی و یارانش که برخی از آنان نیز اهل تالقان اند، به ندای یاریخواهی حسنی گیلانی پاسخ می دهند و به او می پیوندند.

در روایتی از امام صادق(علیه السّلام)، در بارۀ اوضاع دارالفاسقین (زوراء) در آخرالزمان، چنین آمده است:

... آن گاه، خداوند آن شهر را به سبب آن فتنه ها و آن پرچمها

ویران می کند تا آنکه رهگذر بر آن مکان می گذرد و می گوید:

 اینجا زوراء بود؟! سپس خروج می کند حسنی، جوان زیبارویی

که از خطّۀ دیلم است؛ با صدای شیوایی که دارد، بانگ می زند:

ای آل احمد، پاسخ دهید ستمدیدۀ دادخواه و ندا دهندۀ از کنار

ضریح را؛ پس پاسخ می دهند به او گنجهای خدا در تالقان...(1).

در اینجا یادآوری این نکته ضروری است که مبادا کسی بپندارد، چون بین دیلم، ری و تالقانِ قزوین فاصلۀ زیادی نیست، پس مراد از «گنجهای خدا در تالقان»، نیروهایی از همین تالقان است. به خدا قسم، نه چنین است؛ بلکه آنان مردانی از تالقان، مرکز استان تَخار، در شمال کشور افغانستان اند، و در این باره، در مبحث «قیام حسینی خراسانی»، توضیح داده ایم.

امام علی(علیه السّلام) می فرماید:

... ویرانی این شهر در آخرالزمان جز به دست دیلمها نیست.

در ری، بر دروازۀ کوهستان، در آخرالزمان مردم  بسیاری که شمارشان

را جز آفریدگارشان کسی نمی داند، کشته می شوند...(2).

دروازۀ کوهستان (باب الجبل) از دروازه های ریِ قدیم بوده که به طرف مناطق کوهستانی در شمال شرقی شهر باز می شده و در سر راه تبرستان و خراسان قرار داشته است.

----------------------------------------------

1. بحار الأنوار، ج 53، ص 5 - 14، ب 28.

2. الفتوح، ج 2، ص 80 .

فرار اهل تهران به قم

امام صادق(علیه السّلام) می فرماید:

... امّا ری، پس وای بر آن از دو سویش، و بی گمان، امنیّتِ

 

در آن از طرف قم و اهلش خواهد بود. گفته شد: دو سوی آن

 

کدام است؟ فرمود: یکی از آن دو بغداد و دیگری خراسان

 

است. زیرا در این شهر شمشیرهای خراسانیها و بغدادیها

 

با یکدیگر برخورد می کنند. پس خداوند در کیفر ایشان (اهل ری)

 

شتاب می کند و نابودشان می سازد. در نتیجه، اهل ری به قم

 

 پناه می برند و اهل قم ایشان را پناه می دهند و سپس آنان به

 

مکانی که به آن «اردستان» گفته می شود، جا به جا می شوند(1).

پیش از بیان هر توضیحی، یادآور می شویم، به اعتقاد نگارنده و برخی دیگر از صاحب نظران، به دلیل آشنانبودن نویسندگان متن این حدیث با نام و منطقۀ «اَردَهار» - منطقه ای بین قم و کاشان-، به اشتباه، واژۀ مشابه «اَردِستان» - شهری در استان اسفهان- را که شناخته شده تر می باشد، جای آن قرار داده اند.

در این روایت، مراد از «خراسانیها»، گروهی از نیروهای حسینی خراسانی اند که با فرماندهی شعیب بن صالح به سوی ری اعزام شده اند، و مقصود از «بغدادیها»، گروهی از نیروهای سفیانی است که پس از فتح بغداد، برای نبرد با اهل مشرق بسیج شده اند. خراسانیها و بغدادیها با هدف درگیرشدن با یکدیگر و نبرد با زمامداران ایران، وارد ری (تهران) می شوند، و در این شهر نبردی سخت درمی گیرد. از کاربرد واژۀ «بغدادیها» در این حدیث، چنین برداشت می کنیم که عراقیها، به ویژه بغدادیها، در حملۀ سفیانی به ری با وی همکاری می کنند.

بر اساس این روایت و حدیث دیگری(2) که از نبرد حسنی گیلانی با اهل قم خبر می دهد، گروهی از مردم ری، در پیِ ورود نیروهای خراسانی، گیلانی و سفیانی به این شهر، به قم پناه می برند، و پس از حملۀ گیلانی به قم، همراه با گروهی از قمیها، از آنجا به اردهار می گریزند.

----------------------------------------------

1. بحار الأنوار، ج 57، ص 212، ب 36، ح 20.

2. برای دیدن متن روایت، نک: مبحث «قیام حسنی گیلانی، درگیری گیلانی با اهل قم». 

 

حدیثی دروغین در بارۀ تهران

در پایان این مبحث، شایسته است یادآور شویم، تا کنون در هیچ یک از روایات اسلامی، واژۀ «تهران» (طهران) به کار نرفته است، و عباراتی که به نقل از کتاب «بحار الأنوار»، تألیف مرحوم محمّدباقر مجلسی، با عنوان حدیثی از امام صادق(علیه السّلام) در بارۀ زوراء، در سالهای اخیر نزد مردم مشهور و در کتابها و پایگاههای اینترنتی مرتبط با حوادث آخرالزمان ارائه شده، ساخته و پرداختۀ یکی از عالمان دوران قاجار، با نام «شیخ ابوالحسن مرندی» است و در هیچ یک از کتابهای مجلسی یافت نمی شود. دور از ذهن نیست، مرندی که از روحانیّون مخالف جنبش مشروطه بود، چنین عباراتی را با بهره گیری از عبارات و مضامین احادیث راستین، برای کوبیدن طرفداران مشروطه در تهران، ساخته و در کتاب خود «نور الأنوار» گنجانده و نزد مردم عصر خود رواج داده باشد. این شخص، علاوه بر حدیث زوراء، چند حدیث دیگر نیز ساخته و  برخی احادیث راستین را دگرگون گرده است!

هرچند نشر احادیث ساختگی از مصادیق ترویج باطل بوده و کاری ناپسند می باشد، برای آگاهی خوانندگان محترم و پژوهشگران گرامی، ضروری می دانیم بخشی از حدیث دروغین مورد بحث را در اینجا نقل کرده و بنا بر سخن معروف: «یموت الباطل بترک ذکره» - باطل با یادنکردنش، از میان می رود-، به همگان سفارش کنیم که از این پس، آن را نگویند و ننویسند تا فراموش شود.

شیخ ابوالحسن مرندی، در کتاب «نور الأنوار»، مجلّد سوم، فصل هشتم، صفحۀ 8- 297، که در دنبالۀ کتاب «مجمع النورین و ملتقی البحرین» و گویا در سال 1328هـ.ق در تهران، چاپ شده، چنین آورده است:

«قال العلّامة المجلسی(ره): قال المفضّل بن عمر: قال لی جعفر بن محمّد:

یا مفضّل، أ تدری أینما وقعت الزوراء؟ قلت: الله و حجّته أعلم. فقال: اعلم

یا مفضّل، أنّ فی حوالی الری جبلاً أسود تبنی فی ذیله بلدة تسمّی بالطهران،

و هی دار الزوراء التی تکون قصورها کقصور الجنّة و نسوانها کالحور العین...».

ترجمۀ عبارات یادشده که از جنبه های ادب عربی دارای اشکال و برخی تعابیر نادرست می باشد، چنین است:

«علّامۀ مجلسی - رحمت خدا بر او باد- گفت: مفضّل بن عمر گفت:

جعفر بن محمّد به من فرمود: ای مفضّل، آیا می دانی زوراء کجا قرار گرفته

است؟ گفتم: خدا و حجّت او داناترند. پس فرمود: بدان ای مفضّل، بی گمان،

 در اطراف ری کوه سیاهی است که در دامنه اش شهری ساخته و تهران

نامیده خواهد شد، و همان، دارالزورائی است که کاخهایش

چون کاخهای بهشت و زنانش مانند حور عین می باشند...».

 

 

 


 


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





[ یک شنبه 5 آذر 1391برچسب:,

] [ 22:20 ] [ حسیــــــــن ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه